کلی کار دارم و باید برم ، بیارم ، برم ، بشینم ، برم ، ببرم ، بشینم ، بریم ، بخریم ، بیام ، برم ،بخرم ، ( به علت صرف ناپسند فعل حذف می شود ) ، بشورم ، ( این هم حذف میشود به همان دلیل ) و اگه دختر خوبی باشم ساعت دو بتونم بخوابم !!!
+آه خدای من لیلیتا !!!
+دیشب که چه عرض کنم ، دینصفه شب ،این ففرها قهوه تعارف کردند و ما هم دست رد به سینه شان نزدیم ...نشون به اون نشون که تا هفت صبح یک پلکم نزدم و خیالم که راحت شد خورشید سرجاشه خوابیدم تا سر صبحی ساعت یازده !!!
+برم که اول از همه دخترک رو باید برم کلاس دینگ دنگ دونگ
سلام
چرا بیا وبلاگ اینجانب !
احسنت
من بدبخت مفلوک بیچاره ی آخی هم هی حسرت میخورم و میشینم میخونم و میخورم و میخونم و میخورم
خوبه؟
برم. باز میام
بشورم که صرفش ناژسند نیست. هست؟
آی گفتی اقدس جاااان... اینست روزگار خانم خانه...
دلمون به همون فنجون قهوه از نوع ترک و فرنس و فوری و غیره خوشه که وقت خستگی نوش جان کنیم که آخر این بلای خانمانسوز رو سرمون میاره!
زندگی اینست و جز این نیست
قهوه نخوریم هم که چه جوری بریم و بیایم و ...؟؟؟
سلام اقدس خانم عزیز
نوشته هات رو دوست دارم .
مرسی که پیشم اومده بودی
برو دخترکت رو ببر کلاس دینگ دنگ دونگ که خوب کلاسیه.
یاد اون دیالوگ معروف رویا (هدیه تهرانی) به جهانگیر (خسرو شکیبایی) در فیلم "کاغذ بیخط" افتادم..."ببین من روزی ده بار میشورم میسابم میپزم…تو میتونی روزی ده بار بنویسی «میشورم میسابم میپزم؟» "...
حالا به همش رسیدی.مخصوصا اونهایی که حذف کردی